شعر خواندنی و ناب از قیصر امین پور

0

شعر خواندنی و ناب از قیصر امین پور

شعر خواندنی و ناب از قیصر امین پور 

یکی از شاعران محبوب معاصر ایران مرحوم قیصر امین پور هست که برای گرامی داشت ایشان قطعه شعر زیبایی را در این مقاله آورده ایم. قیصر امین‌پور «زادهٔ ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ – درگذشته ۸ آبان ۱۳۸۶» نویسنده، مدرس دانشگاه و شاعر معاصر ایرانی بود.

 

دردهای من
جامه نیستند
تا زتن در آورم
“چا مه و چکا مه” نیستند
تا به رشته ي سخن درآورم
نعره نیستند تازنای جان برآورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی هست
دردهای من
البته مانند دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه هست
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام هایشان
جلد کهنه ي شناسنامه هایشان
درد می‌کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه هاي ساده ي سرودنم
درد میکند
انحنای روح من
شانه هاي خسته ي غرورمن
تکیه گاه بی پنا هی دلم شکسته هست
کتف گریه هاي بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده هست
دردهای پوستی کجا ؟
درد دوستی کجا ؟
این سما جت عجیب
پا فشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ي لجوج
نخستین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته هست
دست سر نوشت
خون درد را
با گلم سرشته هست
پس چگونه سرنوشت نا گزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ وبوی غنچه ي دل هست
پس چگونه من
رنگ وبوی غنچه رازبرگ هاي توبه توی آن
جدا کنم
دفتر مرا
دست درد می‌زند ورق
شعر تازه ي مرا
درد گفته هست
دردهم شنفته هست
پس در این میانه من
ازچه حرف میزنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من هست
من چگونه خویش را صدا کنم

 

زنده یاد قیصر امین پور

 

 

پاسخ دهید