داستان کوتاه و آموزنده گوهر پنهان

0

داستان کوتاه و آموزنده گوهر پنهان

داستان کوتاه و آموزنده گوهر پنهان 

خواندن داستان کوتاه و خوشگل می‌تواند بسیار آموزنده باشد، برای همین منظور حکایت گوهر مخفی را میتوانید در ادامه بخوانید. 

 

روزي حضرت موسي به خداوند عرض كرد: ای خداي دانا وتوانا ! حكمت اين كار چيست كه موجودات را مي‌آفريني و باز همۀ را خراب مي‌كني؟ چرا موجودات نر و مادة زيبا و جذاب مي‌آفريني و بعد همه ي را نابود مي‌كني؟

 

خداوند فرمود : ای موسي! من مي‌دانم كه اين سؤال تو از روي ناداني و انكار نيست و گرنه تو را ادب مي‌كردم و به دلیل اين سئوال تو را گوشمالي مي‌دادم. اما مي‌دانم كه تو مي‌خواهي راز و حكمت افعال ما را بداني و از سرّ تداوم آفرينش با خبر شوي. و مردم را از آن با خبر كني. تو پيامبري و پاسخ اين سؤال را مي‌داني.

 

اين سؤال از علم برمي‌خيزد. هم سؤال از علم بر مي‌خيزد هم پاسخ. هم گمراهي از علم ناشي مي‌شود هم هدايت و نجات. همچنانكه دوستي و دشمني از آشنايي برمي‌خيزد.

 

آنوقت خداوند فرمود : ای موسي براي اينكه به پاسخ سؤالت برسي، بذر گندم در زمين بكار. و صبر كن تا خوشه شود. موسي بذرها را كاشت و گندمهايش رسيد و خوشه شد. داسي برداشت ومشغول درو كردن شد. ندايي از سوی خداوند رسيد كه ای موسي! تو كه كاشتي و پرورش دادي

 

پس چرا خوشه‌ها را مي‌بري؟ موسي پاسخ داد: پروردگارا ! در اين خوشه‌ها، گندم سودمند و مفيد مخفی هست و درست نيست كه دانه‌های گندم در ميان كاه بماند، عقل سليم حكم مي‌كند كه گندمها را از كاه بايد جدا كنيم. خداوند فرمود: اين دانش را از چه كسي آموختي كه با آن يك خرمن گندم فراهم كردي؟ موسي گفت: ای خداي بزرگ! تو به من قدرت شناخت و درك عطا فرموده‌ای.

 

خداوند فرمود : پس چطور تو قوة شناخت داري و من ندارم؟ در تن خلايق روحهاي پاك هست، روحهاي تيره و سياه هم هست. همان طور كه بايد گندم را از كاه جدا كرد بايد نيكان را از بدان جدا كرد. خلايق دنیا را براي آن مي‌آفرينم كه گنج حكمتهاي نهان الهي آشكار شود.

 

*خداوند گوهر مخفی خود را با آفرينش انسان و دنیا آشكار كرد پس ای انسان تو هم گوهر مخفی جان خود را نمايان كن.

 

 

[ad_2]

پاسخ دهید