بدترین فیلم های ستاره های سینمای ایران

0

بدترین فیلم های ستاره های سینمای ایران

بدترین فیلم های ستاره های سینمای ایران 

برخی از بازیگران مشهور سینمای کشور ایران که کارنامه بسیار درخشانی در کارهای خود دارند اما برخی اوقات با گزینه هاي نادرست این پیشینه را خدشه دار میکنند. توزیع “من و شارمین” با بازی ناامیدکننده ویشکا آسایش بهانه این مقاله هست. سرنوشت بازیگران مطرحی که گاهی با گزینه فیلمهای ضعیف, مسیر را نادرست رفته اند.

 

گاهی همه ي چیز نوید یک رخداد مفید می‌دهد اما نتیجه برخلاف پیش بینی رقم میخورد; نام این “انتخاب شکست خورده” هست. گاهی پیش از ورود به مسیر, علامت ها نهیب میزنند که فرجام آن, مفید نیست اما به دلایل شخصی کار خود ما را میکنیم. نام این, “گزینه بد” هست.

 

موقعیت بازیگران که سرنوشتشان به انتخاب, گره خورده خیلی خیلی دلنازک هست و اگر مواظب نباشند چه بسا از مسیر موفقیت دور و دورتر شوند. در سینمای ما بازیگران زیادی میباشند که بعد از رسیدن به جایگاه دلخواه یا بدشانسی می آورند یا گزینه هایشان بد هست. درمورد اولی گریزی نیست

 

اما گاهی به دلایلی چون جایزه بالا, تجربه نوع دیگری از فیلم ها و… به پیشنهادهایی بله می‌گویند که پیگیران سینما را غافلگیر میکنند; مانند ویشکا آسایش در “من و شارمین”. چرایی اش را توضیح داده ایم و سراغ سرنوشت چند بازیگر مطرح دیگر هم رفته ایم; تاثیر گزینه بد بر کارنامه ها محور گزارش هست.

 

هدیه تهرانی

بدترین گزینه; این هدیه تهرانی که با وسواس به پیشنهادها پاسخ می داد, با “آبی” نخستین انتخاب بدش را رقم زد. فیلم حمید لبخنده نمایشی ضعیف از مسئله تلکه کردن پسرها با ابزاری به نام مهریه بود و تهرانی در نقش دختر دغل داستان, فرصت عرض اندام در این نقش را نداشت.

بدترین فیلم های ستاره های سینمای ایران

موقعیت پیش از انتخاب بد; هدیه تهرانی کلی توصیه مفید داشت اما به آنها نه میگفت تا اینکه با “پادشاه” مسعود کیمیایی وارد سینما شد. بعد از آن در “غریبانه”, “قرمز” و “شوکران” بازی کرد و سینمادوستان مجاب شده بودند که هدیه تهرانی هر فیلم و نقشی را نمی پذیرد.

 

مسیر بعد از گزینه بد; بعد از “آبی” طولی نکشید که تهرانی در “زمانه” بازی کرد و دومین انتخاب بدش را به ثبت رساند. فیلم حمیدرضا صلاحمند قرار بود تصویری از دغدغه جوان هاي جامعه دهه 80 باشد اما فیلم و نقش تهرانی به کاریکاتور می مانست. تهرانی خیلی زود متوجه مسیر اشتباهش شد

 

و با “کاغذ بی خط” و “منزل اي روی آبِ” جبران کرد. از آن به بعد اگر در فیلم عامه پسند هم نقش بازی کرده, از کف استاندارد برخوردار میباشند. هدیه تهرانی بحبوحه هنرش را در “چهارشنبه سوری” به رخ کشید و تا همین اکنون اجازه نداده روی کارنامه اش خدشه بیفتد.

 

محمدرضا فروتن

بدترین انتخاب; خاک سرد. این فیلم را رضا سبحانی ساخته که جزء کارگردان هاي متوسط سینماست. قصه فیلم و پرداخت آن به قدری ضعیف هست که نه منتقدان به آن روی خوش نشان دادند و نه مخاطبان. تلاش محمدرضا فروتن هم به چشم نیامد و اینگونه بدترین گزینه او رقم خورد. فروتن از فیلمنامه و پیشینه کارگردان پی به فرجام “خاک سرد” نبرده بود؟

بدترین فیلم های ستاره های سینمای ایران

موقعیت پیش از انتخاب بد; محمدرضا فروتن با بازی در نقش هاي کوچک وارد سینما شد تا اینکه مسعود کیمیایی وی را بعنوان یکی از جوان هاي “مرسدس” گزینه کرد. این مشارکت در “فریاد” و “اعتراض” ادامه یافت و فروتن تبدیل به ستاره شد و کمی بعد و به دلیل “قرمز” به سیمرغ رسید.

 

مشارکت با رخشان بنی اعتماد, احمدرضا درویش, کیومرث پوراحمد, علیرضا داودنژاد و… از فروتن بازیگری سخت پسند فرآوری که پرطرفدار منتقدان و مخاطبان بود.مسیر بعد از گزینه بد; “خاک سرد” برای فروتن دستور دست انداز داشت اما از آن به سلامت عبور کرد. کمی که گذشت گزینه هاي بد او اکثر شد

 

و اکنون این بازیگر از روزهای بحبوحه فاصله گرفته. “پیمان”, “تجریش ناتمام”, “چارسو”, “فصل انار” و “نقطه کور” بدترین گزینه هاي او میباشند. نه کارگردان هایشان پیشینه موفقی دارند و نه داستان ها جذاب هست. ملاک انتخاب فروتن روی چه حساب بوده؟

 

هانیه توسلی

بدترین انتخاب; عاشق. این فیلم اقتباسی ضعیف از فیلم کلاسیک “آوای موسیقی” هست و حتی در فیلمنامه می‌توان اطمینان داشت که نتیجه کار خوبی نمیشود. از آن سو کارگردان فیلم یعنی افشین شرکت پیشینه درخشانی در فیلمسازی ندارد و اعتماد به او کار آسانی نیست. توسلی روی چه حسابی میپذیرد “عاشق” را بازی کند

بدترین فیلم های ستاره های سینمای ایران

موقعیت پیش از گزینه بد; هانیه توسلی درست روزی پذیرفت در فیلم “عاشق” افشین شرکت بازی کند که تبدیل به بازیگری مطرح شده بود. فیلمهای “شام پایان”, “شب هاي روشن” و “کافه ستاره” بیش از دیگر فیلم هایش به چشم آمده بودند و برای “شب هاي روشن” از جشن منزل سینما تندیس گرفته بود. بازیگری با چنین پیشینه اي آماده می‌شود در یک اقتباس ضعبف از فیلم کلاسیک “آوای موسیقی” بازی کند.

 

مسیر بعد از انتخاب بد; هانیه توسلی خیلی زود به مسیر اصلی بازگشت و در فیلم هایي بازی کرد که روی “عاشق” سایه انداختند. او پنج سال پس از “عاشق” یک گزینه بد دیگر هم داشت به نام “مادر پاییزی” ساخته سیروس رنجبر. این بار هم زود متوجه اشتباهش شد و با “به دلیل پونه”, “دهلیز” و گرچه “خط ویژه” جبران کرد.

 

در بین گزینه هاي نافرجام هانیه توسلی دو فیلم اکثر از بقیه تظاهر می‌کند; “مردن به وقت شهریور” و “هفت ماهگی”.

 

ویشکا آسایش

بدترین انتخاب; من و شارمین. فیلم راکه مشاهده نمایید نخستین سوال این هست; موقع خواندن فیلمنامه چه نکته ویژه اي ویشکا آسایش را برای بازی ترغیب کرده؟ “من و شارمین” قصه اي ضعیف و تکراری دارد و تک مزاح هایش نمی‌تواند مخاطب را بخنداند. دومین سوال; شخصیت کاریکاتورگونه مینا راکه دختری سخت گیر در ازدواج هست,

 

پیش تر آسایش به شکل بهتر نقش بازی کرده; چه اصراری به تکرار آن هست؟ و سومین سوال; بازیگری در حد آسایش به رزومه کارگردان توجهی ندارد؟ بیژن شیرمرز گذشته از “من و شارمین” کلی تله فیلم برای شبکه خانگی ساخته که قبال دفاع نیستند.

بدترین فیلم های ستاره های سینمای ایران

موقعیت پیش از گزینه بد; ویشکا آسایش بعد از درخشش در سریال “امام علی «ع»” کوشش کرد به گونه اي گام بردارد که کارنامه اش مخدوش نشود. آرام آرام به جایگاهی ویژه رسید و در ردیف بازیگران پیروز قرار گرفت. دریافت سیمرغ مهر تایید هست بر کیفیت کار او.

 

مسیر بعد از انتخاب بد; “من و شارمین” جدیدا توزیع شده و نخستین دستاورد منفی اش برای آسایش دلزدگی مخاطبان سینماست. چه بسا اگر بخواهد این مسیر را ادامه دهد و به صرف بازی در نقش یک به همانند “من و شارمین” نه نگوید, شیب کارنامه اش محتوم هست.

 

“دراکولا” ظاهراً برای آسایش باید حرکت رو به جلو باشد اما نتیجه فیلم رضا عطاران ناامیدکننده بود پس به جای اطلاق عنوان “گزینه بد” باید از “گزینه شکست خورده” بهره گیری کرد.

 

ترانه علیدوستی

بدترین گزینه; راز دشت تاران. قرار بود نخستین انیمیشن- رئال سینمای کشور ایران فیلم ویژه شود اما نشد. هاتف علیمردانی و محمد لطفعلی کم تجربه بودند و قصه اي که برای “راز دشت تاران” نوشتند کم ملات. با این حال ترانه علیدوستی برای بازی در آن وسوسه شد و یکی از نقش ها را پذیرفت.

 

فیلم مورد دقت قرار نگرفت و بازی علیدوستی تبدیل به یکی از بدترین هاي کارنامه اش شد. احتمالاً تنها ملاک او فرمت فیلم بوده وگرنه کارگردان ها پیشینه روشنی نداشتند. فیلمنامه پر از ایراد هست و ترکیب بازیگران در اشل دلخواه علیدوستی نیست.

بدترین فیلم های ستاره های سینمای ایران

موقعیت پیش از گزینه بد; ترانه علیدوستی سال 1388 در “راز دشت تاران” بازی کرد; درست هشت سال بعد از “من ترانه 15 سال دارم”. او در گام اولیه سیمرغ گرفت و مورد دقت عام و خاص واقع شد. در ادامه در “شهر جذاب”, “چهارشنبه سوری” و “درمورد الی…” اصغر فرهادی بازی کرد و بازیگر فیلم مانی واقعی, واروژ کریم مسیحی و رسول صدرعاملی بود.

 

مسیر بعد از انتخاب بد; کمی طول کشید تا ترانه علیدوستی به مسیر قبلی بازگردد. بعد از “راز دشت تاران” در فیلم “هر چی خدا بخواد” بازی کرد که این هم جزء انتخاب هاي بد اوست; یک کمدی ضعیف از نوید وطن دوست. انتخاب هاي بعدی او قابل دفاع میباشند و باعث غنای کارنامه علیدوستی شدند. سریال “شهرزاد” هم شهرت عمومی وی را به همراه داشته هست.

 

فریبرز عرب نیا

بدترین انتخاب; شکلات داغم. حامد کلاهداری در نخستین فیلم سینمایی اش قصد داشت حرف هاي مهم بزند اما نتیجه ملغمه اي شد که نه منتقدان به آن دقت کردند و نه مخاطبان. فریبرز عرب نیا سال ها مشغول بازی در “مختارنامه” بود و بعد از اتمام در سه فیلم بازی کرد که “شکلات داغ” از همۀ بی کیفیت تر هست. نه فیلمنامه و قصه اش جای دفاع دارد و نه کارنامه حامد کلاهداری. عرب نیا سخت گیر دقیقا دنبال چه بود؟

بدترین فیلم های ستاره های سینمای ایران

موقعیت پیش از انتخاب بد; نام و چهره فریبرز عرب نیا از زمان “ضیافت” و “پادشاه” در ذهن مخاطبان سینمادوست تثبیت شده و “دنیا پهلوان تختی” و “شوکران” مهر تاییدی بر توانایی او زد. پیش از آن عرب نیا در چند فیلم نقش بازی کرده بود اما آورده مهمی برایش نداشتند. بعد از چهره شدن به پیشنهادهای زیادی پاسخ داد

 

که در میانشان گزینه هاي بد, کم دیده نمی‌شود. می‌گویید پس چرا “شکلات داغ” را بدترین گزینه او میدانیم؟ به این علت که زمانی در این فیلم بازی کرد که با “مختارنامه” شهرتی چشمگیر پیدا کرده بود و انتظار می رفت در گزینه هاي سینمایی دقیق باشد.

 

مسیر بعد از گزینه بد; بعد از “شکلات داغ” همۀ انتخاب هاي فریبرز عرب نیا بد میباشند; به جز “چ”. او در فیلمهای “خاک و آتش”, “مخفی”, “پرتقال خونی” و “گاهی” بازی کرد که برای درک کردن به نتیجه آن خواندن چند صفحه از فیلمنامه کفایت میکند.

 

مصطفی زمانی

بدترین انتخاب; بوی گندم. دلایل متعددی میتوان ردیف کرد که می‌گوید “بوی گندم” بدترین گزینه مصطفی زمانی هست. داستان عشق و عاشقی, علاقه دو دوست به برپایی کنسرت, دشواری های کنسرت گذاری و… تکراری هست. بدتر اینکه نسبت به همانند هاي قبلی چند گام عقب تر می‌ایستد.

 

از آن سو پیشینه کارگردان «محمدرضا خاکی» قابل اتکا نیست و غالب فیلمهای تهیه کننده «داریوش باباییان» از آثار درجه دوم سینما میباشند. با این شرایط معلوم هست بازی زمانی با آن مو هاي بلند تبدیل به پاشنه آشیل کارنامه اش شود.

بدترین فیلم های ستاره های سینمای ایران

موقعیت پیش از انتخاب بد; مصطفی زمانی با سریال “یوسف پیامبر «ع»” به شهرت رسید و پس از آن مسیرش را به سمت سینما کج کرد. پیش از “بوی گندم” انتخاب هاي او معقول هست; مانند “آل”, “بدرود بغداد”, “کیفر” و “قصه پریا” اما به اندازه سریال یوسف پیامبر دیده نشدند و اکثر فرمان تثبیت زمانی در سینما را داشتند.

 

مسیر بعد از انتخاب بد; “بوی گندم” دیر توزیع شد و این بزرگترین شانس زمانی هست. گرچه یک انتخاب خیلی بد دیگر به نام “قصه عشق پدرم” «محمدرضا ورزی» داشت که این فیلم توزیع نشده و بیش از همه ي به نفع اوست. بعد از این دو فیلم مصطفی زمانی حواسش را جمع کرد. اکنون فیلمهای او اگرچه همگی مفید نیستند اما “آبرومند” میباشند.

 

بهرام رادان

بدترین انتخاب; چهار انگشتی. پیش از این فیلم, بهرام رادان انتخاب بد دارد اما به علت تعلق به روزهای نخست فعالیت, میتوان از انها چشم پوشید. او روزی در “چهار انگشتی” سعید سهیلی بازی کرد که به پختگی رسیده بود. فیلم عجیب‌وغریب سعید سهیلی با کاراکترهای عجیب تر برای رادان جای هیچ دفاعی باقی نمی‌گذارد.

بدترین فیلم های ستاره های سینمای ایران

موقعیت پیش از انتخاب بد; بهرام رادان خیلی زود تبدیل به سوپراستار شد و خیلی زود هم به سیمرغ رسید. جمع این‌ها به نام رادان اعتبار بخشیده بود. او هم زمان در فیلمهای خاصی مانند “گاوخونی” بازی میکرد و فیلم عامه پسند مانند “تقاطع”.

 

مسیر بعد از انتخاب بد; او در فاصله اي کوتاه از “چهار انگشتی” فیلم “سنتوری” را بازی کرد. خوش شانسی بهرام رادان بود که “سنتوری” با وجود توزیع نشدن و به لطف نسخه قاچاق اکثر دیده شد. بعد از آن چند فیلم مفید بازی کرد اما فیلمهای بد هم در کارنامه اش سهم پررنگی دارند مانند “یکی از ما دو نفر” و “نقش نگار”.

 

“سربازهای جمعه”, “فرمان”, “راه آبی ابریشم” و “تردید” انتخاب هاي کشت خورده, بهرام رادان میباشند, فیلم هایي میباشند که مختصات تبدیل شدن به اثری شاخص را داشتند اما محصول آن چیزی که باید نشد.

 

 

[ad_2]

پاسخ دهید